استان بوشهر

محمد بحرینی فرد

نگاه کج به آموزش و پرورش

محمد بحرینی فرد - کارشناسی ارشد ادبیات فارسی

« صدای استان »؛ خبری منتشر شد مبنی بر اینکه دولت پول آب و برق مدارس را مجانی کرده است.



از آنجایی که معمولا ما مردمانی ذاتاً کارشناس داریم و از سیاست گرفته تا مکانیک و تا شیوه‌ی درست کردن رنگینک و ارنج تیم ملی و نقد کتاب رمان و...صاحب نظریم، متاسفانه الفاظی از زبان بعضی افراد شنیده شد که به جای حمایت و ایجاد همدلی و کمک به آینده‌ی فرزندانشان، به ایجاد نوعی حس یأس و ناامیدی می‌انجامد.


اینکه عده‌ای در فضای مجازی، مدرسه و مدیران را با لفظ گدا خطاب کنند در کجای منشور فرهنگی و اخلاقی ما جای دارد؟ جالب اینجاست که با ژاپن و... مقایسه می‌کنند.


همگان می‌دانیم، اگر هم نمی‌دانیم باید بپرسیم که سرانه‌ی مدرسه که در طول سال در اختیار مدیران قرار می‌گیرد چه مبلغی است و بعد چیزی برزبان بیاوریم. نه اینکه نادانسته بخاطر اینکه بودن خود را ثابت کنیم چیزی گفته باشیم!


این نوع برخوردهای ناروا با حوزه‌ی آموزش و پرورش جزء آسیب‌های جدی فرهنگی است که چند نکته را باید در پی داشته باشد.


نخست اینکه آموزش و پرورش همیشه‌ی تاریخ بوده. چه زمانی که دولت‌های امروزی نبوده‌اند و چه اکنون. یعنی آموزش و پرورش برخاسته از متن فرهنگ مردم است و هر قدر مردم بافرهنگ‌تر باشند، طبعاً آموزش و پرورش آن مردم هم قوی‌تر و متعالی‌تر است. البته دولت‌ها همیشه می توانند تسهیل کننده باشند. اما در کل هر قدر مردم علمی‌تر، نیک‌اندیش‌تر، مثبت نگرتر و همراه‌تر باشند، قطعاً آموزش و پرورش قوی‌تری خواهیم داشت. الحمدلله امروز به کمک دید باز مردم و آشنا شدن با دنیای مدرن، خیلی از خانواده‌ها نگاهشان نسبت به قبل بهتر است و همراه و همگام آموزش و پرورش قدم برمی‌دارند. اگر گذشته‌ی تاریخی ایران زمین هم از مردان علم اندیش پر بوده، چون مردم بافرهنگی داشته‌ایم، وگرنه قبلاً که دولتی و آموزشی به این شکل در کار نبوده!


پس بهتر است خودمان را با خودمان مقایسه کنیم. مثلاً شبانکاره را با بوشهر و یا شیراز و سپس به شباهت و تفاوت‌ها و علل تفاوت‌ها پی‌ببرند.


نکته دوم اینکه:  این دوستان اگر چه به مطالعات فلّه‌ای خود بیشتر اعتماد دارند اما لازم است اندکی مطالعه کنند که برخورد مردم کشورهای پیشرفته و حتی مردم فرهنگ اندیش مناطق نزدیک به خودمان با مقوله‌ی آموزش و پرورش چگونه است؟ 


و نکته‌ی سوم: آیا آموزش و پرورش فقط متولّی تعلیم و تربیت فرزندان است؟ آیا به صرف فرستادن بچه به مدرسه، مسولیت تربیت و آموزش از اولیا سلب می شود و نباید به نیازهایشان توجه کنند؟


آیا آن نیم روزی که دانش آموز در مدرسه حضور دارد، فرزندِ اولیای خود به حساب نمی آیند و به نیازهایشان نباید توجه کرد؟


در تمام کشورهای پیشرفته و حتی شهرهای پیشرفته‌ی خودمان این مردم هستند که به مقوله‌ی مشارکت اهمیت می‌دهند و در امر آموزش و پرورش چند قدم هم از دولت ها جلوتر هستند و به نوعی مشارکت را نوعی سرمایه‌گذاری برای آینده‌ی فرزندان خود می‌دانند و به آن افتخار می‌کنند.


یعنی همانطور که در زمان تعطیلی به مایحتاج مادی فرزند خود اهمیت می‌دهند، در زمان مدرسه هم حواسشان به کمبودهای مادی و معنوی فرزندشان هست.


اما متاسفانه در شهرهایی با بافت فرهنگی ضعیف‌تر، بعضی افراد با نگاهی کاملاً بسته این وظیفه‌ی سترگ را بر دوش تنهایی معلم و مدیر رها می‌کنند، در حالی که خود از مدیریت یک ساعته‌ی فرزندشان در خانه عاجزند و فکر می‌کنند با خریدن موبایل و موتورسیکلت به فرزندشان اهمیت داده‌اند. اما تا حرف از هزینه‌ی علمی برای فرزندشان می‌شود، دهن کجی می‌کنند. یعنی هنوز پی نبرده‌اند یا نمی‌خواهند پی ببرند که آنچه هزینه می‌شود برای فرزند خود اوست.


هفته‌ی معلم نزدیک است، هم معلمان باید با نگاه و نگرش و روش‌های نوین حرکت کنند و هم بعضی افراد باید چشم‌هایشان را بشویند و به آینده‌ی فرزندانشان با دیدی باز توجه کنند.


بنده به جد عرض می‌کنم، فرهنگیان ما با وجود تمام کاستی‌ها، جزو پاکترین و کارآمدترین نیروهای انسانی کشور هستند و مایه‌ی افتخار همه‌ی ما. امروز خیلی از دستگاه‌های اجرایی به مدد همکاری فرهنگیان هست که حرکت می‌کنند.

نوشتن دیدگاه

Back to Top